ع
پیام

همه چی مث یه قصه شروع شد،دست دلم پیش چشم تو رو شد/
حاله چشایه تو خوب بود از اول،اومدی حاله منم زيرو رو شد/
عاشقتم بایه قلب شکسته،عاشقتم ولی خسته یه خسته/
من همونم که تو عالمو آدم دلشو جز تو به هیشکی نبسته/
تورو میخوامت،تورو میخوامت مث دیوونه ها دوست دارمت/
خیره می مونم به دوتا چشمات تورو با این چشا میشناسمت/
تورو میبینم،تورو میخوامت آخه چشایه تو جادوییه/
یه جور دیگه عاشقتم من،دل من عاشقه عاشقیه/
تو مث قصه یه ماهیو دریا،تو مث بغض تو سینه یه ابرا/
تو مث روزایه بارونی خوبی،با تو عوض شده معنیه دنیا/
تو مث ساحل خیس شمالی،مث یه لحظه عالیه عالی/
تو مث واقعی بودن رویا،تو مث آرزو اما محالی!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.