M
Mobina___75 ۱۱ سال پیش
پیام

*دلنوشته حصار تنهایی من*
یه وقتایی هست که داغونی ولی واسه اینکه
کسی نفهمه لبخند میزنی...
لعنت به اون لحظه ای که میگن خوبه دیگه؛توکه
حالت از مابهتره...
اونوقت مجبوری بغضتو قورت بدی؛با یه صدای خسته
بگی آره ؛خیلی خوب�
گلوت درد میگیره ولی «به له نشدنه غرورت می ارزه»

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.