❤ Ice girl ❤ ۱۱ سال پیش
پیام


سلامتی دوتا اشک....
یکی اشکی که عروس وسط رقص ریخت و همه گفتن اشک شوقه....
ولی از ناراحتی بود....
چون دومادش عشقش نبود....
...
.....
........
یکی اشکی که ده متر اون طرف تر از چشم جوونی سرازیر شد
که داشت به عروس قصه هاش نگاه میکرد.....
که نشد بهم برسن....

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.