ماجراهای منومامان3....."تقدیم بداداش مهدی"
یه بحثی پیش اومد،من داشتم نظرموارائه میدادم!
مامان برگش گف: توخفه،تومیفهمی یامن؟؟توهمش دیپلمی من استاددانشگام صدتامث توروسرکارمیزار�
بده کلی برخورد فیزیکی وجیغ جیغ ..
من دیپلمم شوهرندارم!-_-
مامانم استاده شوهرم داره!^ - ^
الانم پیش مشاور دارم پست میزارم بهم قول داده بازم امیدبزندگی روبهم برمیگردونه!!!خخخخخ
{اگه لازم باشه پیوندم بایدانجام شه،چون ماازت میخوایم}
__________________________________
~_~ti!iti!ish~_~
آله با4جوک میحرفیدم!نبخداآجی توهم نی،آدمین اذیت میکنه یه پست گذاشته بودم درباره دونفر...اصن اگ برات بگم ای پستم تایید نمیشه..
عب نداره خب به صلاحم بودش!اگه تاییدمیشدممکن بودحرفم بزنن بقیه..مرضی درجریانه..اگه ایمیلتوداشته باشم بتوم میگم!!
Narges650منم عزیزم!
_____________________________
بچه ها میدونم دوری ازمن سختتونه!ولی بابام ممکنه نزاره دیه بیام! اگه یواشکی اومدم که خوب!اگ تابده22خردادنیومدم!ینی قطعافوت شدم...برام قرآن بخونین،ختم رابندازین...کوفت پرواا زبونتونوگازبگیرین،
بنظرتون باحامدآشتی کنم؟؟