ش
شیشه سنگی ۱۱ سال پیش
پیام

امشب از اون شباست کهاز فرط تتهایی یه گوشه تو اتاق تاریکم کز کردم
امشب از اون شبایی که از بغض به جنون رسیدم امشی دلم انداه بی نهایت گرفته حالم خیلی بده خیلی زیاد
خیلی تنهام درسته مامان و بابامو دارم اما خیلی تنهام اما جای خالی یه دوست جالی خالی یه همدم هنوز تو زندگیم حس میشه هنوزم که هنوزه نمیتونم فراموش کنم که به هرکس خوبی کردم با بدی جوابمو داد بازم نقابم افتاد نقاب خوشحالیم دوباره افتاد..دوباره شدم همون دخترک تنها ....امروز انقد اعصابم خورد شده بودکه سر مامانم داد زدم ..هرچند مامانم کم نیاوردو به فوش بست مارو ولی خوب ایکاش درکم میکرد ای کاش ...اوفت تحصیلی کردم از ترم دو دیگه درس نخوندم ...هفته پیش ریاضی 4شدم...ای کاش مرگ ازاد بود تا هرکس میخواست بدون عذاب اون دنیا بمیره ولی حیففف...شاید ازدواج کنم نمیدونم انقدر الان حالم بده ک ممکنه هر تصمیم احمقانه یی بگیرم که تنها نباشم. خدا کمکم کن ...خدا شاهدی که الان دارم با چشمای خیسم مینویسم خدا شاهدی که برای هزارومین بار کم اوردم ..
ای خدا دلگیرم ازت ...ای زندگی سیرم ازت

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.