مـسـیـحـاG1.Killer ۱۱ سال پیش
پیام

میدونــید ســخـتــه دوسـتـایِ هــم خـدمـتـیــت دونــه دونــه
دارن ازدواج مــیـکـنـن و تــو هـم تــو عروسـیـاشـون شـرکت
کـنـی و بــراشـون آرزوی خـوشـبـخــتی کـنـی و آخـره شـب
تــک و تــنـهـا بــا یــه آهـنـگ خـســـتــه بــری سـره قــبـر
شـهـدای گـمـنــام و تــا مـیـتــونـی گـریــه کـنـی بـه حـال
خودت ، مــیــدونــیــد ...
مــیــگــم خــدایــا ، ...
یــکــم هــوامــو بـیـشـــتــر داشـتـه بــاش ، هـمـین ...
مـمـنـون از دوسـتــای عـزیز بــابـت جـوابـاشـون
ولــی انـتـظارم بـیـشتــر بــود از دوسـتــان ... :(
کــیـان دادا الـتــمـاس دعــا ...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.