E : K ویژه..........
من دوسـاله به عشق شما دونفر و قصه های امیر21 و حامد72 میام 4جوک
اولین بـاره قصد کردم حرف بـزنم چون نیـاز دیدم بگم. فعلا روی صحبتم با شما دو نفره.
روزای کنکورم که عصبی میشدم، خسته میشدم، تنهاییم آزارم میداد، پستای شما کلی به من روحیه میداد. میخندیدم. این عشق با مزه شما امیدوارم میکرد به آینده.... میگفتم دوران عشق منم از راه میرسه.
تو پستای آقای کـامران، میون اون همه شـوخی یه تلـخند پیدا بود. حس اینکه "ایکاش وضعم بهتر بود." حس اینکه "شاید لیـاقت این دختـرو نداشته باشم ولـی ایـنقد میخندونمش تا شـادترین دختر دنیا باشه"....... من اینا رو کامل حس میکردم.
الهام جان، آقـا کـامران شما خیلی مرده. نمیدونم چه شکلـی از غصه هایی که داشت جوک میساخت، بغضشو قورت میداد مینوشت تا تـو بخندی. خیلی مرده به خدا، اینو خودتم میـدونی. پس سرتو بالا بگیر تا میتونی ایـنور اونـور پـز مـردتو بده
و آقا کامران، الـهـام شما هم خیلی خانومه. لازم به تعریـف من نیست اینو خودت خوب میدونی
نمیدونم چی شده بینتون، پستای اخیر خیلی عجیبه!!!
ولی فقط خواستم یه چیزی بگم.
شما دو نفر خاطرات قشـــنگ زیادی رو با هم داشتین.
سختی های زیادی رو هم تحمـــل کردین.
اما تورو خدا، به احترام اون شادی ها هم که شده، به امیــد خــدا و یه آینده ی خــوب، ناامید نشین
اگه قبلا وسط ناراحتی تونستین شـاد باشین پس از این به بعد هم میتونین
خــدا تو قـــرآن وعده داده "بعد سختی آسانی هست"
با جفتتونم!!
همدیگه رو از دست ندین. هرجوری شده تحمل کنین، هرجوری شده بازم همدیگه رو بخندونین، حداقل به یاد شادی های گذشته، اون شادی ها رو دوباره بسازین
مواظب عشقتون باشین، یاعلی