A
Avid yani khoshbakht ۱۱ سال پیش
پیام

..........بابایی عاشقتم.............
«من نه به خود آمدم اینجا که به خود باز روم»گفتم میرم خودمو پیدا میکنم و برمیگردم ....هیچی تو زندگیم درست نشد ولی برگشتم بخاطر شماهایی که گفتین نرو....دوستون دار�
امروز از اون روزاست.....از اون روزایی که همه رفتن خونه آبجی سارا و من تنهام....خودم نخواستم برم....امروز از اون روزاست که قلبم درد میکنه....از اون روزایی که راحت با صدای بلند گریه میکنم....از اون روزایی که میمیرم.....خاطره های قدیمم آتیش میزنه دلمو....
خدایا منم.....ساناز.....یادته چقد خوب بودم؟؟؟؟یادته چقد خوشحال بودم؟؟؟؟یادته بابام چقد دوستم داشت؟؟؟؟نکنه یادت رفته؟؟؟؟
حالم بده خدااااااااااا.....میبینی؟؟؟؟میبخشی؟؟؟؟قلبم درد میکنه....بیا آرومم کن...بیا میخوام بغلت کنم بگم چی به روزم اومده....بیا خداجونم....میخوام خوب بشم....
تنهایی میدونین یعنی چی؟؟؟؟یعنی 6تا آبجی و 2تا داداش داشته باشی ولی هیشکیو نداشته باشی ....تنهایی یعنی تو جمع 6 تا آبجیت جایی نداشته باشی....تنهایی یعنی وقتی بقیه میخندن تو گریه کنی....تنهایی یعنی......بمیر ساناز.....تورو خدا بمیر.....کاش یه آیه هم بود که میگفت«لا اکراه فی الحیات»....من دیکه نمیتونم خدایاااااا من که نردم تو کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟میشه امشب بخوابم و دیگه بیدار نشم؟؟؟؟همین یه بار قبول کن باشه خدایی؟؟؟؟؟
پس از تو نمونم برای خدا........تو مرگ دلم را ببین و برو......مددت یدی....15/11/93ساعت13:44

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.