ویژه "من و اون"
داداش سعید مرسی که گذاشتی باهات حرف بزنم.
بذار اول بهت بگم که من یکیو مثل پسر به دنیا نیومدم دوست دارم، خیلی اوقاتم پسرم صداش میکنم، اسمش علی، پسرداییمه، متولد آبان79. خواستم بگم همون قدر که واسه اون نگران میشم، الانم واسه تو داداش سعید نگرانم. نمیدونم دقت کردی یا نه ولی دومین پستم ویژه واسه تو بود، نمیخواستم بهت بگم اما خب حالا دیگه میگم، قبل از اینکه اینجا عضو بشم هی با خودم کلنجار میرفتم که بیام اینجا یا نه تا وقتی که اون پستتو راجع به اون دختر نوجوون خوندم، نگران بودم چون میدونستم احتمال زیاد آخرش واست ناراحتی میاره واسه همین مصمم شدم و بالاخره اومدم عضو شدم... خدا شاهده اینا رو نمیگم که بخوای تشکر کنی و از این حرفا... گفتم که بدونی همین جوری الکی نمیخوام یه چیزی بگم و بعدش برام مهم نباشه یا فقط حرف بزنم که بالاخره یه چیزی گفته باشم. ببخشید که دارم پرحرفی میکنم، دیگه وقتی گفتی هرچی دلت میخواد بگو شروع کردم... میدونمم خوشت نمیاد خیلی کسی بهت گیر بده و خیلی حوصله حرف نداری...
اگه دوست نداری با کسی درد و دل نکن، من خودم خیلی سختمه که بخوام حرفمو به کسی بگم. ولی داداش نگو که این حرفای کلیشه ای به درد نخوره، بده بگیم درست میشه؟ بگیم نگران نباش؟ بگیم دعا میکنیم؟ خوبه بگیم آره تو خیلی بدبختی؟ هیچی درست نمیشه، خدا کمکت نمیکنه، اصن سرتو بذار بمیر؟؟؟ آخه برادر من اگه اینجوری بگیم که اگه طرف از غصه دق نکنه از حرفای ما دق میکنه!! آره اولش باید بگیم یکم گریه کن حرف بزن آروم بشی و بعد شروع کنیم به حرفای کلیشه ای ...
اگه کسی این حرفای کلیشه ای رو بهت گفت سعی کن از حرفاش امید بگیری، اصن من درک نمیکنم چرا یه آدم نباید امید داشته باشه، به نظر من آدم تا وقتی زنده س باید امید داشته باشه، خدا هر معجزه ای که بخواد میتونه انجام بده پس اگه کسی امید نداشته باشه پس درواقع به خدا ایمان و اعتماد نداره!
خدا میدونه که چقدر مشکل سر راه رسیدن من به عشقم هست ولی به اندازه کل دنیا من امید دارم، هیچ چیزم نمیتونه امیدم رو ازم بگیره، کاش تو هم بتونی امید داشته باشی...
درسته نمیشه غصه نخورد نمیشه نگران نبود اما تا حدی، نباید که زندگی تو خراب کنی، چرا نمیذاری که یکم خوشحال باشی؟ کاش اینقدر قوی بشی که به همه غصه هات بخندی... خیلی خیلی خیلی سخته ... اما آرزو میکنم که بتونی.
درسته که وقتی با کسی دردو دل میکنی نباید از مشکلات خودش بگه اما خب هرکسی مشکل خودشو بدتر از بقیه میدونه، اگه یکی بهت گفت من از تو بدترم، روانی نشو! شاید از تو بدتر نباشه ولی ببین با همون قدر مشکلی که داره چیکار میکنه و چجوری سعی میکنه که کمتر اذیت بشه. بعدم وقتی کسی باعث شده دلت بگیره چجوری میتونه آرومت کنه؟! اگه میخواست آرومت کنه اصن کاری نمیکرد که دلت بگیره!
و اما درد و دل با خدا ... این بهترین تصمیمه ... این راهو ادامه بده، خوشحالم که بازم میخوای نمازتو بخونی.
داداش بقیه از غمگین بودنت خسته نمیشن از اینکه چرا داری با خودت این کارو میکنی داغون میشن از اینکه نمیتونن کاری بکنن از دست خودشون خسته میشن، من که اینجوریم!!
من از وقتی که با اینجا آشنا شدم پستاتو خوندم ولی راستش قبلیا رو نخوندم، ولی اگه تو میتونی یه نگاهی به پستای من یعنی حرفایی که واسه بچه ها نوشتم بنداز شاید به دردت خورد! بازم ببخشید که پرحرفی کردم، اگه دوست داشته باشی از علی بیشتر برات میگم.
به امید روزای خوبت ...