حكیمی از شخصی پرسید روزگارت چگونه است؟
اندوهگین گفت:
چه بگویم ، امروز از زور گرسنگی مجبور شدم کوزه سفالی که یادگار سیصد ساله ی اجدادم بود بفروشم و نانی تهیه کنم...
حکیم زمزمه کرد :
خداوند روزی ات را سیصد سال پیش کنار گذاشته و اینگونه ناسپاسی میكنی.
خدایا فقط ی چیز دیگه روزیمون کن اونم ظهور حضرت مهدی موعود ( ع )
برای ظهورشان صلوات