ع
علامه313 ۱۱ سال پیش
پیام

یادش بخیر
زمانی که مادرم زنده بود همش بهش میگفتم: چرا یه دقیقه نمیشینی؟ چرا همش داری یه کاری انجام میدی؟ ول کن این خونه رو، هر چی بسابی تمیز تر از این نمیشه! تودلم همیشه بهش میخندیدم. چند روز پیش داشتم به بدبختیام فکر میکردم، تا به خودم اومدم دیدم خونه رو برق انداختم:/
سلامتی همشون صلوات,

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.