سلام ;-)
نمیدونم منو رو یادتونه یا نه!فقط اومدم جواب اون پست داداش کامرانو بدم و برم :)
داداشی ممنونم ازت که یادی از ما کردی ، راستش من دو سه هفته یه بار اینجا سر میزنم ولی زیاد پست نمیزارم ، چند بارم که گذاشتم مدیرا لطف کردن رد کردن !
پستت رو که خوندم یاد اون روزای فورجوک افتادم ، خیلی خوب بود ، ینی اصن عالی بود ، من فقط لحظه شماری میکردم که کلاسم تموم شه بیام اینجا فانتزیای معکوس عباس رو بخونم ، ویژه های کیان ، دلنوشته های هیلدا ، خوانندگی های حبیب با اون اسم کاربری بامزه ش ( لابستر ) ، خاطرات خنده دار امیر با باباش ، پستای مسیحا که واقعا اشکمو در میاورد ، هر روز ظهر کته رو یادته؟ سر پست تو خدمت بازم پست میذاشت ;-)
داداشی یادته امیر مریض شده بود،همه پر پر میزدیم؟
اصن اونموقع درست مث یه خانواده بودیم ، با غم همدیگه غمگین بودیم ، با شادی همدیگه شاد و شنگول میشدی�
هعععععی روزگار ......
با تچکر ^_^