Z
ZzZ ۱۱ سال پیش
پیام

سلام ;-)
نمیدونم منو رو یادتونه یا نه!فقط اومدم جواب اون پست داداش کامرانو بدم و برم :)
داداشی ممنونم ازت که یادی از ما کردی ، راستش من دو سه هفته یه بار اینجا سر میزنم ولی زیاد پست نمیزارم ، چند بارم که گذاشتم مدیرا لطف کردن رد کردن !
پستت رو که خوندم یاد اون روزای فورجوک افتادم ، خیلی خوب بود ، ینی اصن عالی بود ، من فقط لحظه شماری میکردم که کلاسم تموم شه بیام اینجا فانتزیای معکوس عباس رو بخونم ، ویژه های کیان ، دلنوشته های هیلدا ، خوانندگی های حبیب با اون اسم کاربری بامزه ش ( لابستر ) ، خاطرات خنده دار امیر با باباش ، پستای مسیحا که واقعا اشکمو در میاورد ، هر روز ظهر کته رو یادته؟ سر پست تو خدمت بازم پست میذاشت ;-)
داداشی یادته امیر مریض شده بود،همه پر پر میزدیم؟
اصن اونموقع درست مث یه خانواده بودیم ، با غم همدیگه غمگین بودیم ، با شادی همدیگه شاد و شنگول میشدی�
هعععععی روزگار ......
با تچکر ^_^

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.