این روزها انقدر بغضم سنگین شده.........ک اگر گردنم را هم بزنی ب جای خون...
اشک...میریزد!!!
-------------------------
داداش حامد منظورت منم؟؟؟
-------------------------
ماشالا انقدر ابجی و داداشام زیادن ک نمیدونم اسم کدومشونا بنویسم...همتونا خیلی خیلی دوست دارم...برام باارزش و بی نهایت عزیزید...همیشه ب یادتونم و برای سعادتون دعا میکنم...
----------------------
یادش بخیر..مامانم وقتی حتی ی تب کوچولو میکردم میگفت بمیرم و نباشم نفسی تب کنه...بابام میگفت اخه خانوم بچه ک نیست..ماشالا خانوم شده دیگه باید بره سر زندگیش..بابایی خانوم شدم..بزرگ شدم..حتی تو اوج جوونی بیر شدم..کجایید ک ببینید وقتی حتی تب میکنم میگم بیخیال خوب میشه ولی خاطرات تموم اون روزا مثه فیلم از جلو چشمام رد میشه...بچه ها دیگه واقعا بریدم..از این همه نادیده شدن خستم...خدایاااااااااااااااااااااااا بسه دیگه....
10/10