بــایـد این مــنــی را کــه بـی تـو ایـن هـمـه دلـگـیـر اسـت سـر بـه نـیـسـت کنــم...
شــایـد فـقـط کـمـی راه تـنـفـسـم بـاز شـود...
**************************************
*aida* : سـلام عـزیـزم.. نـظر لطفته ... به انبر دست داداش حامد هم نیاز نیست تعریف میکنم ....
والـا قـضـیـه اش کـه خـیـلـی طولانی و خنده داره ...
ولی تو چـنـد جـمـلـه ایـنـجـوری مـیـشـه کـه یـه پـسـره ی خـل و چـله که یهـــــــو تـمـومـــ زنـدگـیـم شـده....
مـیـگـم یهــــو واقـعـا یهـــــو بــودااااا... از قـضـای روزگـار ایـن جـنـاب زنـدگی ،هـمـسـایـه ی ما هـم مـی بـاشـنـد کـه خـونـه اشـون 24 تا پــلـه و 12 قــدم
فــاصــلـه داره تــا خونـمون... ^______^
هم هـمـسایـه است هم همکار بابامه هم فامیل دورمونه هم تموم زنــدگــی....
کنجکاویت برطرف شد یا بیشتر بگم؟