جای هر آن چیزی که در دنیا ندارم، دوستت دار�
تنها دلیلِ لحظه های انتظارم ! دوستت دار�
ای آشنای جاودان، ای واژه ی احساس ناب، ای عشق
با اینکه دیگر نیستی حتی کنارم، دوستت دار�
آرام جان! با ذکر نامت زیر لب آرام می گیر�
عشق تو را در کنج سینه پاسدارم، دوستت دار�
با هر غزل از جوهر اشکم درون شعر می ریز�
با بغض می گویم : تمام روزگارم ! دوستت دار�
هر روز من..، بیهوده..؛ بی تو طی شد ، اما نه !
شب تا سحر یاد تو را در سینه دارم، دوستت دار�
شعرمرا یک بار دیگر هم بخوان بی بغض، با لبخند
زیرا هلال خنده ات را خواستارم ، دوستت دارم