زمستون ...
تن عریون باغچه چون بیابون
درختا با پاهای برهنه زیر بارون
...
نمیدونی تو که *عاشق* نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
...
گذشته ... تو فریاد تمومه گریه هامی
یه عمره ... تو بیداریه تلخ قصه هامی
تو شبهامو به بیزاری کشوندی
تو خورشید یه بی خوابو سوزوندی
تو آزاری تو دردی، یه دیوار بلندی
گذشته جنس کوهی مثل سنگی
چی میشد؟ چی میشد؟
تموم لحظه های من بمیرن ... بمیرن ... بمیرن
که امروز منو از من نگیرن
~~~~~~~~~~~~~~~~~~
واسه همه تون آرزو میکنم که با گذشته تون کنار بیاید ...
*واسه همه اونایی که عزیزاشون به رحمت خدا رفتن، چه همسر بوده چه پدر و مادر یا خواهر و برادر
*واسه اونایی که خاطرات خوشی با عشقشون داشتن اما به هر دلیلی الان دیگه ندارن ...
*واسه اونایی که مشکلات و سختی های زیادی تو زندگی کشیدن
*واسه اونایی که اشتباهاتی تو گذشته مرتکب شدن
و ...
برای همه تون آرزو میکنم که این اتفاقات باعث نشه که امروزتونو از دست بدید.
به امید روزای خوب همه ...