اواخر اذر 90 بود که با هم اشنا شدیم
بر عکس خیلی از رابطه ها هیچ عجله ای تو کارمون نبود ...
یک هفته از اشناییمون میگذشت ، شب یلدا بود ...
بهش گفتم پارسا ؟ هیچ دقت کردی ما یه هفته اس همدیگه رو میشناسیم اما هنوز صدای همو نشنیدیم ؟
حرفمو تصدیق کرد و قرار گذاشتیم بعد تموم شدن کارام با هم حرف بزنیم .
بالاخره ساعت 5.30 غروب موفق شدم باهاش تماس بگیرم و برای بار اول صداشو بشنوم ...
اگر 2 ماه دیگه هم صبر میکرد برای سومین سال خاطره اون شبو مرور میکردیم ...
اخ که چه شب سختی رو قراره پشت سر بزارم بدون تو ....
______________________________________
دوست عزیز shilan...boukani ممنونم !
امیدوارم خدا هم به شما و هم به من قدرت تحمل این شرایطو بده ...