ی
یاسی خانوم ۱۱ سال پیش
پیام

اِمروز عَجیب سَرَم و کَمَرَم دَرد می کَرد
نَه میتونِستَم بِشینَم نَه دِراز بِکِشَم نَه واستَ�
مُطمَئِنَم اَگه بود و با صِدایِ قَشَنگِش دَرِ گوشَم بَرام حَرف می زَد
هیچ دَردی رو نِمیفَهمیدَ�
هَمین اِمروز یه صِدایِ ضَبط شُده اَزَش گِرِفتَ�
وَلی خُب
بودَنِ خودِش کُجا و صِدایِ ضَبط شُده کُجا
(شِنیدَنِ صِدات خِیلی آرومَم می کُنه)

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.