ی
یاسی خانوم ۱۱ سال پیش
پیام

تو غَلَط میکُنی این گونه دِل اَز ما بِبَری
سَرِ خود آینــه را غـَــرقِ تَماشــا بِبَری
مُرده شورِ منَِ عاشِق که تو را می خواهَ�
گـــورِ بابایِ دِلی را کــه بـــه اِغــوا بِبَری
چه کَسی داد اِجازه که کُنی مَجنونَم؟
به چـه حَقّی مَثَلَن شُهرَتِ لِیلا بِبَری؟
به مَن اَصلَن چه که مَهتابی و مویِ تو بُلَند
چـــه کَسـی گُفتـه مَرا تا شَبِ یَلدا بِبَری؟
بُخورَد تویِ سَرَم پِیکِ سَلامَت بادَت
آه از دََستِ شَرابی که تو بالا بِبَری
زَهرِ مار و عَسَل، از رویَِ لَبَم لَب بَردار
بیخودی بوسه به کَندویِ عَسَلها بِبَری
کَبکِ کوهــیِ خَرامان! سَرِ جایَت بِتَمَرگ
هی نَخواه این هَمه صَیّاد به صَحرا بِبَری
آخَرین بارِ تو باشَد که میآیی دَر خواب
بَعد اَز این پِلک نَبَندَم کــه به رویا بِبَری
لَعنَتـی! عُمـــر مَگَر از سَرِ راه آوَردَ�
که هَمه وَعده یِ اِمروز به فَردا بِبَری
این غَزَل مالِ تو، وَردار و اَز اینجا گُم شو
به دَرَک با خودَت آن را نَبَری یا بِبَری
شهراد میدری
ینی شاعَِر کَم مونده بیاد بزَنِه تو گوشِ مَعشوقِش و برِِه بِشینه سَرِجاش
اینجوریَم مگه میشه اِبرازِ عَلاقه آخه بَرادَرِ مَننن؟؟o_o

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.