سلام به همگی...
اقا حامد خیلی خیلی خیلی خوشحالم از برگشت حانیه...روزای خوبی داشته باشید..قدر همو بدونید...
اقا سعید..نمیدونم دقیقاً چه حسیه بینتون..ولی از سر تنهایی و بی کسی ب هم پناه نیارید..شرمنده قصد بدی ندارم ولی اگ وابسته بشین و بعد بفهمی که فقط ی حس اشتباه و بچه گانه بود اذیت میشید..اخه قبلا هم یادمه یه اتفاق بد افتاده بود..ایشالا که خیره..
مائده جون خیلی نگران هستم..راستش شرایط خاصیه..ولی بدون خیلی ها ب یادتن اینجا..نگرانتن..پدرتم امکان نداره دوست نداشته باشه..ایشالا که هر چی زودتر همه چی حل بشه و برگردی کنارش..
جی جی به یادتونه همیشه...