nafisjam ۱۱ سال پیش
پیام

اولش دلت برا اون تنگ میشه....
بعد دلت برا اون روزاتون تنگ میشه....
اخرش دلت برا خودت تنگ میشه........
ادمی ک تو اون روزا بودی!!!!!....
--------------
ممنون از راهنماییتون..1iraniعزیز حرفات همش قبول ولی چطور میتونم دوباره اعتماد کنم؟؟اخه دلم برای کی دوباره بلرزه؟؟مگه کارامله؟؟؟
قبول دارم حرف مردم تمامی نداره ولی من از حرفای مامان وبابام میسوزم..هرکاری میکنم ی تیکه یا ی کنایه میزنن..نماز میخونم اخه باخودم قهرم با خدا ک قهرنیستم ولی ازش گله مندم...دوستای قدیمم بعداز اون اتفاق حتی ازم سراغ نگرفتن...چطور برم سراغشون؟؟؟
باز دم بچه های یونی گرم هوامو دارن..البته کسی از دلم خبر نداره..
همیشه بخند89s@
بیشتر از چیزی ک فکرشا بکنی از خدا خواستم مهرش از دلم بره بیرون ولی نمیدونم چرا همش ی کاری میکنه ک سر راه هم قرار بگیریم..اخه این اقا"بسره شریک بابامه خانومشم ک هه دوست صمیمیمه...
عاجزم ب معنای واقعی...
تو فکرتم مرتضی باشایی..قربون مست نگاهت مازیار فلاحی..زیادی بال و برت دادم مجید خراطها

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.