ی
یاسی خانوم ۱۱ سال پیش
پیام

همیشه وقتی میرفتیم خونه بابابزرگام(جفتشون تو یه شهر دیگه زندگی میکنن)
میگفت هروقت رسیدی"فقط"یه خبر کوچیک بده
هَمین؛
منم تو دلم میگفتم قرار نیس که بمیرم بابا ،میرسم دیگه
ولی وقتی پریروز کسی نبود که بهم بگه رسیدی خبر بده
"فقط"یکم دلم خواست
هَمین؛

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.