R
R@star ۱۱ سال پیش
پیام

یه نادونی میره نانوایی نون بگیره......صف خالی خالیه.......میره به آقای نانوا میگه: لطفا بیست تا نون برام آماده کنین.....نانوا هم میخواد سربه سرش بزاره میگه این همه آدم برو آخر صف نوبتت شد بهت میدم....بعد از چند لحظه صدای برخورد سنگی رو با شیشه ی مغازه میشنوه بر میگرده میگه: بیشعور...این چه کاری بود که کردی.......مگه مرض داری؟؟؟نادونه هم با یه لبخند ژکوند میگه:از بین این همه آدم تو از کجا میدونی من بودم؟؟؟؟؟؟......................واقعا دمش گــــــــــــــرم.........لایک فراموش نشه ^_^

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.