از میون بچه های تنهایی کسایی که از عشقشون دور بودن بهتر متوجه حرفام میشن .
خاص کردن روزای مشترک بین دو نفر مثل تولد ها و سالگرد ها و ... همینطوری به خودی خودش سخت هست ، حالا فکر کنید ازش دور هم باشی ...
***
اولین سال تولدش که با هم بودیم هزااااار مدل ایده به ذهنم رسید اما هیچ کدوم به دلم ننشست ، تا اینکه تصمیم گرفتم خودم یه جشن کوچولو براش بگیرم ، شب قبلش دوستامو دعوت کردم و شیرینی و سالاد میوه و شیر کاکائو چیدم رو میز و با شمع و گل خشک و بادکنک تزیینش کردم و واسه اینکه خاصه خودش بشه یه اسلاید از عکساشو رو مانیتور پخش کردم ، چندتایی عکس هم از هنرنماییم گرفتم . ^_^
مهمونا که رفتن بهش زنگ زدمو اصرار کردم که بیاد یاهو ، نمیومد که ... به زور راضیش کردم !
وقتی عکسا رو براش فرستادم ، چند لحظه حرفی نزد تا اینکه گفت : تو دیووووووووونه ای دختر !!!
توی اون موقعیت این شیرین ترین جمله ای بود که ازش شنیدم ...
***
فردای اون شب بعد تموم شدن جشنش وقتی بهم زنگ زد و گفت چقدر جای خالیمو کنارش حس کرده و بهترین کادوی تولدشو از من گرفته ، کلی خدارو شکر کردم که تونستم خوشحالش کنم .
***
22 روز دیگه تولدشه ...
خدا جونم ؟ تا اون روز برمیگرده پیشم ؟
بازم برای خوشحالیش برنامه ریختمااا ، نزاری همه نقشه هام نقش بر اب بشه ...