@
پیام

چن ماه پیش مرتضی یه کنسرت تو کرمانشاه گذاشت که من به دلیل مشغله درسی نتونستم برم و همین تبدیل به یکی از حسرت های زندگیم شد.
مرتضی جان قرارمون این نبود....قرار بود آلبوم بیرون بدی...قرار بود بازم کرمانشاه کنسرت بزاری
مرتضای عزیز ، دل دنیا رو خون کردی که این جوری تو رفتی
با وجود این میگم خدا ببخشه اونو که نموند که قلب ساده مو به خون کشید.
حالا هم (نگران منی) و (ستایش) و (بغض) و ... رو گوش میدیم و با تموم وجود اشک می ریزیم.
طبق وصیت خودت به خاطر نبودنت از خدا گله نمی کنم و برای شادی روحت دعا می کنی�
دوستان برای شادی روحش صلوات بفرست

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.