سلام بچه های فورجوک خوبید.راستش من خیلی وقت میام توسایت ولی کم پست گذاشتم اما امشب خیلی دلم گرفته بود وقتی اومدم تو قسمت تنهایی ها پستارو خوندم بدترشدم منم ازعشقم جدا شدم دیشب همه حسودی میکردن ب عشق ما خیلی سختی کشیدم تا باش بمونم کل خانوادم فهمیدن اما ما باز ازهم دس نکشیدم دیروز باهم بودیم ی دختر بش اس داد منم عصبی شدم و برگشتم بش اس دادم خیلی آشغالی کثافت لیاقت نداری و فوشای زیر زانو...خلاصه جریان تعریف کرد گف بخاطرعشقمون بوده ک هیچی بم نگفته اما من دیگه بش اعتماد ندارم بچه ها واسم دعا کنید من خیلی دوسش دارم اما نمیدونم چیکا کنم برم یا بمونم