d
daryaa ۱۱ سال پیش
پیام

...
دلمان ک میگیرد تاوان لحظه هاییست که دل میبندیم...
-----------------
نمیدونم چرا دیشب رو با گریه خوابیدم الان ساعت ۵:۳۰صبح هستش ،داشتم یواشکی گریه میکردم ک مامانم اومد خودمو جمع و جور کردم ولی فهمید گفت گریه کردی ؟؟؟با اون چشای خوشگلش طوری نگام کرد ک انگار خودش هم مث دخترش دلتنگ بود،تو دلم گفتم مامانی دلتنگم...تنهام...کسایی رو ک دوس داشتم رفتن...چراغ و خاموش کردمو شروع ب گریه کردم نمیدونم کی خوابم برد ولی صبحش با ترس بیدار شدم ،خواب دیدم تو دانشگام و کلیپسم دستمه و شکسته ست وااااااااای اصن ی وضی بود...داداش خوشگلم ...داداش نازم...داداش حامدم از بس گفتی کلیپسم تو حلق کامران و خان داداش سعید تا من این خواب وحشتناک رو دیدم...بیدار ک شدم رفتم کلیپسمو نگا کردم دیدم سالمه منم گفتم کلیپسم تو حلق داداش حامد...
راستی داداش علی کجاست ؟؟؟من کارش دارم ...داداش میشه بیای؟؟؟

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.