قسمت اين بود که من با تو معاصر باش�
تا در اين قصــــه پر حادثــه حاضــــر باش�
حکم پيشانی ام اين بود که تو گم شوی و
من بــه دنبال تو يک عمر مسافــــر باشـــ�
تو پری باشـــی و تا آن سوی دريا بروی
من به سودای تو يک مرغ مهاجر باش�
قسمت اين بود، چرا از تو شکايت بکنم؟
يا در اين قصـــه بــــه دنبال مقصر باشم؟
شايد اين گونه خدا خواست مرا زجر دهد
تا برازنده اســــم خوش شاعـــر باشـــــ�
دردم اين است که بايد پس از اين قسمت ها
سال هــــا منتــظـر قسمت آخـــــر باشــــــ�
غ.طریقی