2سال پیش شوهرخالم توی تصادف کشته شد
26سالش بود
بچش8ماهش بود
آدم خوبی بود،ب معنای واقعی کلمه میتونم بگم انسان بود
اما خیلی زودبود برای رفتن...
توی این 2سال حسرت خوردم براهمچین آدمی آخه میدونی سعادت میخواد چهلمت با چهلمه امام حسین توی ی روزباشه اما
داغم وقتی تازه میشه ،بچشو ک الان 2/5سالش هس میبینم ب خصوص اینکه شبیه خودشه رفتارش،اخلاقش،نگاهش و...
بعداون اتفاق تلخ ب زندگی وسختیاش،ب زندگی وبازیاش،ب زندگی ودرداش،ب زندگی وخوشیاش ک ما این آخری وندیدیم ب عمرمون،خیلی عمیق پی بردم.
ب اینکه چقدر سخته ی بچه 8 ماهه بدون پدر بزرگ شه
ب اینکه کسی میتونه جای پدرشوپرکنه؟
ب اینکه پدرش نیست تا راه رفتنه بچشوببینه وبراش ذوق کنه،بابا گفتنه بچشوبشنوه،بزرگ شدنشوببینه،
پدرش نیســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت تا . . .
خداییش توانایی میخواد نبودن پدر وتحمل کرد