دخمل خوب ۱۱ سال پیش
پیام

ته اتوبوس.ان صندلی اخر.کنار شیشه
بهترین جای دنیاست
برای انکه مچاله شوی در خودت
سرت را بچسبانی به شیشه و زل بزنی به یک جای دور
و فکر کنی به چیزهایی که دوست داری.....
و فکرکنی به خاطرات....
و گاهی چشمهایت خیس شود از حضور پر رنگ یک خیال....
و یادت برود مقصدت کجاست
و دلت بخواهد که دنیا به اندازه همین گوشه ی اتوبوس
کوچک شود....و دنج و تنها....
شیشه بخار بگیرد و تو با انگشت بنویسی "اینده"
و دلت بگیرد از تصورش.....
و دیگر چشمهایت را ببندی
و تا اخرین ایستگاه در خودت گریه کنی.....!!@

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.