س
سید ناشناس ۱۱ سال پیش
پیام

از دشت پربلا و مکانش که بگذری�
از ظهر داغ و بحث زمانش که بگذری�
یک راست می رسیم به طفل سه ساله ای
از انحنای قد کمانش که بگذری�
از گم شدن میان بیابان کربلا
یا از به لب رسیدن جانش که بگذری�
تازه به زخم های کف پاش می رسی�
از زخم های گوش و دهانش که بگذری�
حتی زنان شام به حالش گریستند
از حال عمه ی نگرانش که بگذری�
خیلی نگاه حرمله آزار می دهد
از خاطرات تیر و کمانش که بگذری�
با روضه ی کشیده ی گوشش چه می کنند
از گوشواره های گرانش که بگذری�
دروازه کودکان بدی داشت لااقل
از ازدحام پیر و جوانش که بگذری�
در مجلس یزید زبانش گرفته بود
از حرف های سخت و بیانش که بگذری�
حالا به گریه کردن غساله می رسی�
از دستهای زجر و توانش که بگذریم...
( السلام علیک یا بنت الحسین علیه السلام )
برگرفته از سایت عقیق

پ
پریا ۵ سال پیش
پیام

نام من سرباز کوي عترت است ، دوره آموزشي ام هيئت است . پــادگــانم چــادري شــد وصــله دار ، سر درش عکس علي با ذوالفقار . ارتش حيــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازي پي هر فرصتم . نقش سردوشي من يا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پيراهــن نه رنــگ خاکــي است ، زينب آن را دوخته پس مشکي است . اسـم رمز حمله ام ياس علــي ، افسر مافوقم عباس علي (ع)

ب
بچه کویر ۵ سال پیش
پیام

حسین بیشتر از آب، تشنه لبیک بود.
افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند
اما برای حسینی که آزاده زندگی کرده میگریند.
دکتر علی شریعتی

ف
فریبا**حافظ** ۵ سال پیش
پیام

⚫⚫⚫
#عباس را نه به دستانِ بُریده‌اش میشناسم،
نه به مهربانی‌هایش با سکینه،
و نه به حمایتش از علی اکبر...!
عباس #برادر بود!
برادری از جنس #سَرو !
با شاخه‌های #شجاعت،
و جوانه‌های #امید...
برادری که شاید پسر بود، برای #حسین!
#پدر بود، برای زینب!
هم‌بازی، برای رقیه!
#برادری که داغش می‌خُشکاند قلمِ عشق را...
#تاسوعای_حسینی_تسلیت_باد ⚫
.
99/6/8

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.