#حامد ۱۱ سال پیش
پیام

+ لبیک یا حسین (ع)
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нάмεd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
+ عـــــاشقانه ای به سبک حامد
عید رفته بودیم خونشون , حالا همه آماده شدیم .. این دوتا خواهر رفتن تو اتاق..
ما هم که تو پذیرایی .. من و داداشمو ومامانم و مامانش و بابام وباباش .. منم که مثل همیشه رو مبل سه نفره و گوشه سمت چپ..
ولی بقیه همه سرپا وایسادن ..
وقتی رفتیم بیرون .. تو چشماش نگاه کردم و گفتم ..
من(با مقداری اعصابه خراب) : حانی تو همیشه انقد طول میدی تا آماده شی ؟؟
حانیه: نه آخه این دفعه فرق داشت ..
من: ^_^
امیدوارم همتون گرفته باشید چی گفت .. ینی قشنگ گفت بخاطر تو بود چون میخاست جلوم کم نیاره .. منم که اون روز خوششش تیپپپ ..
موها روچسب و تافت زده بودیم .. اصن ی وضیا
سیاست داشت هیچوقت حرفشو رُک نمیزد ..باید از زیر زبونش میکشیدی بیرون
یا بعضی اوقات از دهنش میپرید .. آخه دختر هم انقد سیاست داره مگه؟؟؟؟
کصافط ..اعصاب ندارما .. چیه خو دلم واسش تنگ شده دیگه ای بابا.. ای بابا.. ای بابا

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.