d
daryaa ۱۱ سال پیش
پیام

ب یاد خواهر�
درد ودل با خدا
خدا منم میشناسیم...یا تو هم مث بقیه دیگه نمیشناسیم درسته یکم افسرده و لاغر شدم و کمرم شکسته ولی همون دریا هستم...دریایی ک زمانی خوش بود یکی رو داشت ک صداش میکرد (عشقم).
شبی که اونی ک همه وجودم رفت ک جونمم براش میدادم رفت...یادته چقد گریه کردم ...دیدی چقد گریه کردم...یادته موقع امتحانای ترمم بود از بس گریه کردم وقتی بابام دیدم گفت آینه تو اتاقت سالمه؟؟؟ب خودت نگاکردی؟؟؟گفت از بس درس خوندی و نخوابیدی چشات ورم کرده ...فقط آه کشیدم...یادته فقط بهت گفتم کمکم کن...یادته فقط التماست کردم ک از تنهایی میترسم ...یادته هیچ وقت ازت نخواستم ک برش گردونی...یادته اون روزی ک دریا طوفانی بود کشتیشون مجبور شد دیرتر راه بیفته منم ازش خبر نداشتم فقط ازت خواستم سالم باشه الانم همینو میخوام...خدایا من ک گفتم از تنهایی میترسم گفتم کمکم کن اما آجیمو ازم گرفتی ...خدایا یادته چقد ازت میخواستم ک ب آجیم کمک کنی تو درساش...الان میگم خدایا شکرت ب داده ات و ندادت شکر...
خدایا ی نگاه کوچولو بهم کن شاید دلت سوخت،فقط دعا میکنم بیشتر. ازاین تنها نشم....بچه ها فقط دعام کنید ذره. ذره مردن خیلی سخته
--------------
ممنون از همدردیت داداش حامد،مینا۷۲گلم و fatemeh mashhad
داداش سعید پستتو وقتی خوندم ک از قبرستون اومده بودم اونقدی دلم گرفت از حرفات خودم دلم پر بود بهونه دادی دستم نشستم سیر گریه کردم...دلخور شدم چون گفتی اشکتو برا کس دیگه ای بریزفهمیدم منظورت چی بود،،باشه داداش سعید...موفق باشی...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.