ی
یاسی خانوم ۱۱ سال پیش
پیام

هَوای سَرد را دوست دارَ�
چون بَرایَم یاد آوَرِ اوقاتی ست که پیشِ هَم بودی�
یادَت که هَست!
هَوا اَکثَرا سَرد بود
پاییز را دوست دارَ�
چون مَرا به یادِ اَوَلین دیدارِمان می اَندازَد
عَطرَت را دوست دارَ�
چون اِنگار کِنارِ مَن نِشَسته ای و آماده،
که دَر آغوشَم بِکِشی
"پاییز" و "هَوایِ سَرد" و "عَطرَت" چه می کُند با دِلِ کوچَکَم!!!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.