ب یاد خواهر�
درد زیاد کشیدم....ناله زیاد کردم...غصه فراوون خوردم...وااااای گریه رو ک دیگه نگو اگه همه اشکامو جمع میکردن خودش ی دریا میشد...ی جا نوشتم اگه برگردی دیگه نمیخوامت...جایی نوشتمش ک ببینتش
این حرفا رو میزنماااا ولی باز میرم تو فکرو خیالش نمیدونم چرا....
---------------
سلام داداش سعید
داداشی ازت خواهش میکنم تو دیگه اشکمو در نیار،تو کویر هم باشی نت هست ،نگرانم خیلی نگرانتم درکت میکنم داداش خوشگلم ولی این راهش نیست ک بخوای تنهامون بذاری
داداش حامد میخوای آمپولاتو خودم بزنم دستم سبکه هاااان...ایشالا زود خوب بشی..