H
HO3EIN-1992 ۱۱ سال پیش
پیام

مَن بي تو چيزي نيستَم جُزء : پَرده بي آفتاب
جُزء : وقتِ خوآبِ كهنه و ليوان آب و قُرص خوآب
من بي تو چيزي نيستَم جُزء : خونه بي پَنجره
جُزء : آدمي كه غُربَتِش از مَرگ طولآني تَره
من بي تو چيزي نيستَم جُزء : چَنتآ اَبر بي قَرار
من بي تو چيزي نيستََم جُزء : آه ، جُز گَرد و غُبار

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.