r
rezoo...@ ۱۱ سال پیش
پیام

به نام یگانه یار بی وفایم...
میرسه روزگاری که حضور کسی برات سوهان روح میشه.
یادت میره که یه وقتهایی بودن کنار اون ،برات چقدر خوشایند بوده.
یادت میره که برای لحظه های باهم بودنتون چقدر از خدا تشکر می کردی.
یادت میره اون همون کسیه که یادگارروزهای بی قراریته......
روزهایی که سفید بودن وقشنگ.یادت میره که اگه یه روز ناخوشی کوچیکی توی احوالش پدیدار میشد،توهم بدتر از اون میشدی.
یادت میره که حس کردن حضورش چطور سنگینی روحت و برای تنت قابل تحمل می کرد. یادت میره که اون تجسم گذشته هاییه که خیلی ها نمی تونن باورش داشته باشن. یادت میره که...
به اینجا که میرسی برگرد و نگاهی به پشت سرت بنداز!
مثل روز روشنه برام که اون دور دورا،یاشاید هم نه خیلی دورهمه ی این لحظه ها رو می بینی و انگشت به دندون می گزی و با حسرت اون روزها رو مرور می کنی .اون وقت برگرد و به زندگی من شیرینی همون روزها رو بده............
همون روزهایی که سفید بودن و قشنگ...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.