d
daryaa ۱۱ سال پیش
پیام

به یاد خواهر�
صحبت در گوشی با داداش حامد گل�
داداش نازم...داداش قشنگم...داداشی شدی عین من همه حرفات همه کارات،نمیگم غصه نخور نمیگم ب یادش نباش ...داداشی منم آرزوی مرگ کردم منم فکر خودکشی ب سرم زد تا جایی رفتم ک وصیتمم نوشتم ولی نتونستم...
داداشی ی چی میگم خوب بهش فک کن و انجامش بده...ی بار وقتی مامانت تو آشپزخونه ست برو یواشکی نگاش کن وقتی بابات تو حیاط نشسته از تو پنجره قایمکی نگاش کن داداش و آجیاتم همیطور...
داداش نازم تاحالا کمر شکسته ی ی پدر رو دیدی دق ککردن ی مادر رو دیدی تو غم از دست دادن بچه ش،
من دیدم ...وقتی خواهرم رفت حسرت روزایی رو خوردم ک میتونستم باهاش شاد میبودم...مث من نباش داداشی...لحظه های خوش بودنتو از خونوادت نگیر داداشم...خواهش میکن�
همیشه آخر پستات میگی یا حق...حالا میگم داداشی حق نگهدارت...این روزا آرزوم شده شادی بچه های پاتوق تنهایی...آمیییین..

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.