ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нάмεd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
+ عـــــاشقانه ای به سبک حامد (پست ویژه که خیلی واسم عزیزه)
اون اواخر چند روزی بود که جواب گوشیمو نمیداد , دیوونه شده بودم ...
بعد 3 روز بی خبری... بهش اِس داد�
من: شاید دیگه منو نمیخای نمیدونی چجوری بگی ؛ نمیدونم چی شده ؛ ولی من کاری نکردم ؛ عاشقتم واسه همیشه ... خدافظ
حانیه: حامد , این بود که میگفتی تا ته دنیا باهامی , این که هیچوقت نمیری؟؟
من: دختر تو زنده ای ؟؟ کجایی پس ؟؟ 3روزه دارم میمیرم؛ ببین چندتا میس کال داری؟؟ , چندتا اِس داری؟؟ تو که منو کشتی
حانیه: نه جواب سوال منو بده , من اصلا ازت توقع نداشتم که با 3 روز جواب ندادن این حرفو بهم بزنی
من: حانی , تو چند وقته درست و حسابی جوابمو نمیدی , هر کی دیگه ای هم باشه همچین فکری میکنه دیگه , یه کم هم به من حق بده
حانیه: شاید من نمیتونستم جواب بد�
من: حانیه آدم هرچیزی شم بشه حداقل میتونه جواب اِس های طرفشو بده , نه جواب اِس میدی , نه جواب تماس هامو میدی , من باید چه فکری میکردم؟؟ من 3 روزه خواب و خوراک ندارم , اینم بماند که چند وقته جوابمو درست حسابی نمیدی
حانیه: نخیر آقا حامد خیلی راحت گفتی خدافظ , باشه برو هر جور راحتی,حدافظ
_________________________________________
اون موقع فهمیدم داره امتحانم میکنه , اینم بگم تو اون سه روز حالش بد بود و اینو مامانش به مامانم گفته بود , میخاست ببینه تا کجا باهاش�
ولی بخدا من تو اون 3 روز مردم و زنده شدم , چند وقت هم بود درست و حسابی جوابمو نمیداد
اگه میدونستم 1درصد فقط 1درصد منو نمیخاد برای همیشه میکشم کنار
بخدا جوری میرم که دیگه هیچ اثری از حامد نباشه
بخدا جوری تغییر میکنم که نه حامدی باشه نه حانیه
ولی من میدونم اون ته ته ته دلش منو میخاد
بچه ها بخدا از خودم تعریف نمیکنم ولی اینو مطمئنم که منو میخاد
ولی یه چیزی که نمیدونم چیه نمیزاره , یه چیزی مثل غرور ؛ مثل ترس
نمیدونم چرا ؟؟ من با تمام وجود خودمو بهش ثابت کردم ولی نمیدونم چشه هه البته چش بود چون الان دیگه نیست
ولی همین که میدونم منو میخاد داره آتیشم میزنه
بچه ها شما بگید چیکار کنم ؟؟ من که دیگه مغزم رد داده , یاحق