ب یاد خواهر�
سلام داداش طاها،چند تا از پستات رو خوندم و تا حدودی فهمیدم ماجرات چیه درسته در حدی نیستم ک بخوام راهنماییت کنم ،داداشی منم ی روز مث نگین بودم عشقم هر چی میگفت باور نکردم تا اینکه ی کاری کرد،
داداشی دست نگین رو بگیر ببیر ی جایی،جایی رو ک خیلی دوس داره و براش حرمت داره دستاشو بگیر و تو چشاش زل بزن بهش بگو چقد دوسش بذا وقتی اشک تو چشات میاد بریزه تا بفهمه چقد دوسش داری اونقد بهش نگا کن تا خودش بغلت کنه و تو هم زیر گوشش حرف بزن،
عشق من همین کار و باهام کرد عاشقم کرد ترکم کرد...ولی داداشی تو بمون ...
داداشی ایشالا موفق میشی برات دعا میکنم...