d
daryaa ۱۱ سال پیش
پیام

ب یاد خواهر�
سلام داداش طاها،چند تا از پستات رو خوندم و تا حدودی فهمیدم ماجرات چیه درسته در حدی نیستم ک بخوام راهنماییت کنم ،داداشی منم ی روز مث نگین بودم عشقم هر چی میگفت باور نکردم تا اینکه ی کاری کرد،
داداشی دست نگین رو بگیر ببیر ی جایی،جایی رو ک خیلی دوس داره و براش حرمت داره دستاشو بگیر و تو چشاش زل بزن بهش بگو چقد دوسش بذا وقتی اشک تو چشات میاد بریزه تا بفهمه چقد دوسش داری اونقد بهش نگا کن تا خودش بغلت کنه و تو هم زیر گوشش حرف بزن،
عشق من همین کار و باهام کرد عاشقم کرد ترکم کرد...ولی داداشی تو بمون ...
داداشی ایشالا موفق میشی برات دعا میکنم...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.