سلام طاها هستم فکر میکنم قدیمی های 4 جوک من رو یادشون باشه
دوسال پیش با یه خانمی دوست بودم قراره ازدواج داشتیم که نشد یعنی اون خانم زودتر از من ازدواج کرد
بعد از گذشت چند وقت من با دختر داییم ازدواج کردم در مورد گذشتم هم همه چیزو گفتم هر چی کی بین من و دوست سابقم بوده.
از همون اولش هم خیلی بهم اعتماد نداشت گوشیمو چک میکرد ، تلفن مغازمو چک میکرد ، کلا بهم خیلی اعتماد نداشت ولی من توجهی نمیکرد�
ولی الان من ترم 3 دانشگاه هستم.چند وقتی هست که میاد نزدیک دانشگام و از دور منو چک می کنه که ببینه من چه کار می کنم . موبایلمو چک میکنه ، حتی از دور حواسش به مغازم هست که ببینه کی میاد مغازه منو و میره.
هر چند ساعت یک بار زنگ میزنه و کافی من مغازه نباشم واااای نمیدونید تا چند روز دعوا داری�
فقط به خاطر این که من چرا در گذشته با کسی بودم.
همه این هارو گفتم تو رو خدا تو رو هر چی میپرستید با کسی ازدواج کتید که بهش اعتماد کامل داشته باشید .
فقط اینجوری که میتونید خوشبخت بشید.