د
دختر دی ماه ۱۱ سال پیش
پیام

خاک هرشب دعا کرد،
از ته دل خدارا صدا کرد..
شب آخر دعایش اثر کرد...
یک فرشته تمام زمین را خبر کرد....
خدا تکه ای از خاک را برداشت...
آسمان را در آن کاشت...
خاک را توی دستش ورز داد...
روح خود را به او قرض داد...
خاک تو دست خدا نور شد...
پرگرفت از زمین دور شد....
راستی من همان خاک خوشبختم/من همان نور�
پس چرا گاهی اوقات از خدا دورم....؟؟؟؟؟
در همه حال و لحظات و غم وشادی هایتان عطر خدا یاعلی مدد

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.