snow ۱۱ سال پیش
پیام

تو یادت نمی آید اما روزگاری
من با تو چه قرارها که نداشت�
چه زندگی ها که در رویا با تو نساخت�
چه شبها که با خیالت خودم را خواب نکرد�
تو یادت نمی آید اما روزگاری
قسم خوردم برای خوشبختی ات بجنگ�
با هرچه خدا و ناخدا
و جنگید�
آنقدر که تو خسته شدی
گفتی دشمن خوشبختیت خود من هست�
و از آن روز سخت می جنگ�
برای نبودن�
تا تو خوشبختیت را بخندی
تو یادت نمی آید اما روزگاری
اسم خودآزاری های من عشق بود...

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.