Q
Queen of night ۱۱ سال پیش
پیام

ﺁﺟﺮ ﻣﯽ ﭼﯿﻨﻢ
ﺭﻭﯼ ﻫﻢ
ﺩﻭﺭ ﺗﺎ ﺩﻭﺭِ ﺑﻮﺩﻧــــﻢ
ﺁﻧﻘـﺪﺭ ﮐﻪ ﺩﯾــﻮﺍﺭﯼ ﺷﻮﺩ
ﺗﺎ ﻫﯿﭻ ﺍﺣﺴـﺎﺳــﯽ
ﻧـﺘﻮﺍﻧــﺪ ﺳَــﺮَﮎ ﺑﮑﺸﺪ ﻭ
ﺳَﺮ ﺑﻪ ﺳَﺮﻡ
ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ …
ﻣﻦ ﺟــﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺩﯾــﺮﻭﺯ ﺟــﺎ ﻣﺎﻧـــﺪﻡ
ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ
ﺯﯾﺮِ ﺑــــــﺎﺭﺍﻥ ﺷﺴﺘﻢ ﺍﺯ “ ﻋﺸــــﻖ”

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.