آدمی را دیدم را دیدم از فرط تنهاییش داشت با سایه خود درد دل می کرد!چه رنجی می کشیداو وقتی هوا ابری است..
این همه سخن درد دل از این دلم!
چه چیز شد باعث بانی این همه فریاداین دلم!
نمی دانم ای کاش بیشترمی ماندم.ای کاش زود تر می رفتم.
نمی دانم شاید از .جونم..عمرم..غرورم..که برام باقی گذاشته بودمی خواست.
یا ای کاش کور میشدم!.کاش لال بودم!.کاش کربودم! بازم نمیدانم.
{اما ای کاش با او آشنا نمی شدم}بدترین درد.درد تنهایی که هرکسی به سادگی دچارش می شه
انشأالله دیگه کسی تنها باشه