M
Milad Se7en ۱۲ سال پیش
پیام

یکی از این روزها مرگ را به محکمه ی تجربه خواهم کشانید،بوسه زنان بر لب دار،بغض نهفته ام را با هلهله ی مرگ خواهم ترکانید،یکی از این روزها دیگر من من نخواهم بود،آرزوی دیرینم را،رویای شیرینم را،در گورستان به بزم خواهم نشست،رقص کنان با مردگان دست به دست،زیر نور مهتاب تنگ ماهی سرخ را در قلک آرزوهای نافرجام کودکانه ام خواهم شکست،سالها را در ثانیه ای فریاد خواهم کرد، منجی نیامده ام را به زنجیر غل و انصاف خواهم کرد،خدا را با شکوه های دل تنگم بازخواست خواهم کرد..

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.