پرستنده اتش ۱۱ سال پیش
پیام

حتما بخون وکپی کن.....
آراد یکی از پسرای خوشگل محلمون بود،باخیلی ها رفیق بود،زد و یکی از دخترهمسایمون ک واقعا دخترسروساده و خوشگل و خوبی بود عاشقش شد... حتی دوستای آراد بهش میگفتن بیخیال این دختر...ولی!!روزی که سوگل باگریه جریان.............گفت از آراد متنفرشدم..چند وقت بعدهم از اون محل رفتن....چند سال بعد آراد رو دیدم بااینکه سنی نداشت اماموهاش سفیدشده بود??میگفت:ازدواج کردم،خدایه دختربهم داد...هفت سالش بود ک دزدیدنش و جنازشوبهمون دادن،هفت نفربهش تجاوزکرده بودن،یادم اومد باهفت تا دختر دست نخورده خوابیدم،وقتی توی پزشک قانونی لبهای کبود دخترمو دیدم به این فک کردم چقدر لباش شبیه سوگل بود....سوگل کجاس???گفتم شاید بالاتر ازقبر دخترت پیداش کنی،هفت سال پیش خودش رو کشت....

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.