ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нάмεd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
+ ☞ پـسـت ویــژه - یه اعتراف تلخ ... ☜
چند وقت پیشا که کلاس زبان میرفتم یه دختره بهم گفت که عاشقم شده
که تمام حرکاتم واسش شده الگو , که عاشق دستام شده , ببینید بخدا دروغ و اِغراق نیست , وقتی اینو بهم گفت من بهش گفتم که من خودم زن دارم ینی یه مخاطب شدید خاص دارم که اگه قرار باشه به هر کی دیگه ای جز اون فکر کنم خودمو گناه کار میدونم و حس خیانت رو میبینم که با دستاش داره خفم میکنه
نه بچه ها من اینا رو بهش نگفتم بهم گفت بیا کارت دارم ولی من نرفتم , و بهش کم محلی کردم , آخه بخدا بچه ها واسه من نگاه به دختر دیگه ای هم گناهِ چه برسه به اینکه باهاش برم سر قرار و حرف بزن�
نه پس منم نرفتم و اون اصرار میکرد برم ولی من نرفتم وبهش کم محلی کرد�
.... والان هم دارم فکر میکنم ینی من دارم تاوان دل شکسته اونو میدم ؟؟
ولی بچه ها بخدا بعد این ماجرا ازش عذرخواهی کردم و حلالیت خاستم
ولی من اصلا اهل دل شکوندن نبودم که
بچه ها این حرف بدجوری رو دلم سنگینی میکرد , همین الانشم هستن کسایی که بخان باشن ولی من فقط حانیه رو میخام ... و نه هیچکس دیگه
من فقط حانیه رو میخام , من دلشکوندن بلد نیستم ,ولی مثل اینکه ناخاسته دلش شسکت ,
من فقط حانیه رو میخام .... ونه هیچکس دیگه ...