S
S/H/I/M/I ۱۱ سال پیش
پیام

دختر نمیدانست چه راهی را انتخاب کند...
پدرش اخرین حرفش را زده بود...
او باید بین ثروت پدر و عشق بی پول خود یکی را انتخاب میکرد...
او پسر بی پول را انتخاب کرد...
ولی حالا درمانده و خجالت زده راه خانه ی پدر را در پیش گرفته...
پسر او را بدون ثروت پدر نمیخواست...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.