خــود کُــشی...
مَـــرگ قَشنگــی که به آن دِل بـــستَم !
دَستِ کم هــر دو سه شـــب یکبار,به فِکرش هســـتَم !
این روز هــا پُر از پـــنجره های خَــطَرم...
گاه و بی گــاه... <<< بــه سَرم میزنَـــد این دَفعه حــتما بِـــپرم...!
.
.
سرزمین من جایی است که بعد مرگ هر آدمی می گویند:
راحت شد!!!
.
.
خدایا..
غم خورده ام مرسی...
میل ندارم دیگر...
اگر می شود یک استکان مرگ برایم بریز....!!
.
.
ای دهقان فداکار !تو در روزگاری به دنیا آمدی که مردی برهنه می شدتا کودکان و زنان زنده بمانند !!
اما من در روزگاری نفس می کشم که زنی برهنه می شود
تا کودکانش نمیرند!!!
.
.
خـدایــا… این سرنوشتی که برام بافتی ،
قسمتِ یقهاش یه خورده تنگه
قربون دستت ، شلش کن
دارم خفه میشم !!